عزيزي که من دلمو به قولاش خوش کرده بودم خيلي راحت زد زير قولاش و تنهام گذاشت و رفت

عزیزم ترکم کردی

ولي به چه قيمتي ؟؟

به قيمت شکستن دل من

به چه قيمتي؟؟

 به قيمت بد بخت کردن من

به قيمت خراب کردن زندگي من

به قيمت نابود کردن زندگي من

به قيمت آه کشيدن من

تا يکي ديگه تو زندگيش  پيدا شد  منو مثل يه آشغال پرت کرد دور....

 ولي عزيزمو دوست داشتم

واقعا دوسش داشتم

 اميدوارم يه روز برگرده

 من منتظرتم

اگه اين متنو ميخوني بدون که هميشه منتظرتم و چشمم به دره

نفرينش نميکنم ولي هيچوقت نميبخشم اونيو که مارو از هم جدا کرد

 به هر حال اون رفت و منو ميون اين غمها و بيچارگي ها رها کرد

خيلي ازش دلگيرم خيلي

ولي اميدوارم زندگي راحتي داشته باشه و خوشبخت زندگي کنه

من که دستم به جايي بند نيست

من که خدا نيستم که اونو برگردونم

خدايا مگه نميبيني که طاقت خورد شدن ندارم؟

خدایا مگه اشکامو نمی بینی؟

خدایا مگه خورد شدنمو نمی بینی؟

 خدايا خودت ميدوني که چقدر داغونم

خودت ميدوني که اميدم به تو هست  

خدايا دستمو به سوي تو بلند کردم

خدايا چرا صدامو نميشنوي؟؟

خدايا از دل شکسته ي من آخه چي ميخواي؟؟

به همون قدرتت قسم که من دلم له شده

چرا اینقدر اذيتم ميکني

 چرا هرچي ميخوام برعکسشو بهم ميدي

مگه نميگي بنده تو دوست داري؟؟

چرا راهم نميدي به درگاهت

 فقط تو رو دارم  تو ديگه چرا باهام قهري؟؟

مگه نميبيني بغضمو؟

مگه نميبيني دارم نابود ميشم؟

تو رو به  عظمتت قسم ميدم  عزيزمو هرجوري شده بهم برگردون

 خدا جونم دستامو خالي بر نگردون

حاضرم هرچي بگي گوش کنم

حتي اگه بگي بايد بميرم تا اون اون برگرده ميميرم تا اون بياد

 خدايا يا  ازراعيلتو بفرست سراغم يا دعامو مستجاب کن

فقط همينو ازت ميخوام

ميخوام که برش گردوني

 بعضيا گفتن خدا اگه چيزيو بهت نميده بدون که ضرري توش هست که تو نميدوني

ولي اي خدا من همه ي ضررها رو به جون ميخرم

فقط عزیزمو بهم بر گردون

هر جا هست مواظبش باش

ای خدا

دلم داره میترکه

این دلتنگی داره خفم می کنه

ای خدا دیگه چیکار باید بکنم

کم بهش التماس کردم

کم منتشو کشیدم

اون که می گفت دوستم داره

پس چرا  از من بدش مییاد

ای خداااااااا

جرا باید دو تا حس متضاد بینمون به وجود بیاد

چرا من باید اینقدر دوسش داشته باشم

ولی علیرضا از من بدش مییاد

خدا دیگه نمی تونم

مگه من چی کار کردم که اینقدر باید عذاب بکشم

خدایا چطوری فراموشش کنم

چطوری؟

دلم برات تنگ شده علیرضا

ای خدا

خودت به علیرضا بفهمون که من چقدر دوستش دارم

یعنی میشه یه روزی نظرش عوض بشه؟

یعنی چنین روزی تو زندگیم وجود داره؟

خدایا این انتظار برام کشنده ست

دیگه طاقتشو ندارم

خدایا تو رو به عظمتت قسم

کمکم کن

ای خدا فقط همین یه بار دعامو اجابت کن

قول میدم دیگه هیچی ازت نخوام

خدا جوابمو میدی؟

خدایا فقط تو شاهدی

فقط تو میدونی که من چقدر عذاب میکشم

خدا تو رو به آبروی حضرت فاطمه قسمت میدم

کمکم کن

نمیتونم ازش دل بکنم

ای خدا

واقعا دوستش دارم

چطوری بهش بفهمونم

دلم برات تنگ شده عزیزم

کاش  این دوست داشتن دو طرفه بود

خدايا داغونم داغون

 دلم داره ميترکه

کاش همين الان پشت اين مانيتور ميمردم

خدايا يا  ازراعيلتو بفرست سراغم يا دعامو مستجاب کن

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 0:34 موضوع | لینک ثابت