X
تبلیغات
***عزیزم دلم برات تنگ شده***

***عزیزم دلم برات تنگ شده***

اگر تمام دردهای زمین را نردبان کنی هرگز دستت به سقف دلتنگیهام نمی رسد

تولد

تــــــولـــــــدتــــــــ مــــــــــبــــــــارکــــــــــــ عـــــزیــــــزم


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه بیست و نهم فروردین 1393 ساعت 17:13 موضوع | لینک ثابت


تولدت مبارک عشق ابدی من

 

امروز روز توست و من

  تمام دلتنگیهایم را

به جای تو

 در آغوش می کشم

چقدر جایت میان بازوانم خالیست

تولدت مبارک  عزیز دلــــم

خدایا مواظب علیرضام باش

دوســـــــــت دارم بی نــــهایـــــــت

 


 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 ساعت 10:26 موضوع | لینک ثابت


نمی تونم فراموشت کنم

 

شاید فراموشت شدم،شاید دلت تنگه برام
شاید بیداری مثل من،به فکر اون خاطره ها
شاید تو هم شب که می شه،می ری به سمت جاده ها
بگو تو هم خسته شدی،مثل من از فاصله ها
با هر قدم برداشتنت، فاصله بینمون نشست
لحظه ای که بستی در رو،شنیدی ، قلب من شکست
یادت بیاد که من کی ام،همون که می میره برات
همونی که دل نداره برگی بیفته سر راهت
نمی تونم دورت کنم لحظه ای از تو رویاهام
تو مثل خالکوبی شدی،تو تک تک خاطره هام
از کی داری تو دور می شی،از من که می میرم برات
از منی که دل ندارم برگی بیفته سر راهت

نمی تونم دورت کنم لحظه ای از تو رویاهام
تو مثل خالکوبی شدی،تو تک تک خاطره هام
از کی داری تو دور می شی،از من که می میرم برات
از منی که دل ندارم برگی بیفته سر راهت

بگو من از کی بگیرم حتی یک بار سراغتو
دارم حسودی می کنم به آینه ی اتاق تو
کاش جای اون آینه بودم،هر روز تو رو می دیدمت
اگر که بالشت بودم هر لحظه می بوسیدمت

نمی تونم دورت کنم لحظه ای از تو رویاهام
تو مثل خالکوبی شدی،تو تک تک خاطره هام
از کی داری تو دور می شی،از من که می میرم برات
از منی که دل ندارم برگی بیفته سر راهت

از کی داری تو دور می شی،از من که می میرم برات
از منی که دل ندارم برگی بیفته سر راهت

 

 




 

نوشته شده توسط مریم در جمعه دوم تیر 1391 ساعت 0:0 موضوع | لینک ثابت


تولدت مبارک عشق من

 

عشق زیبای من

زندگی من، عزیز دلم بی نهایت دوستت دارم که قابل شمارش نیست....

می خوام همه ی دنیا بفهمن که من عاشق تو هستم

و تو زندگی من هستی ای زیبا تر از زیبا

علیرضا جان تولدت مبارک عزیزم

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ساعت 23:5 موضوع | لینک ثابت


عشق من ولنتاین مبارک

 

خیلی دلم گرفته، کاش الان کنارم بودی عزیزم

علیرضاخیلی دلم برات تنگ شده

کاش الان کنارم بودی

عشق من علیرضا عزیزم ولنتاین مبارک

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 



 

نوشته شده توسط مریم در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ساعت 21:38 موضوع | لینک ثابت


اگه به تو نمیرسم

 

اگه به تو نمیرسم این دیگه قسمت منه

نخواستم اینجوری بشه این از بخت بد منه

 

قدر یه دنیا غم دارم اگه نبینمت یه روز

چطور دلت اومد بری؟ عاشق چشمهاتم هنوز

 

فکر نمی کردم که یه روز اینجوری تحقیر بشم

به جرم دوست داشتن تو اینجوری تنبیه بشم

 

قد یه دنیا غم دارم اگه نبینمت یه روز

چطور دلت اومد بری؟ عاشق چشمهاتم هنوز

 

دار و ندارمو می دم ولی چشمهاتو نبند

دار و ندار من تویی به گریه های من نخند

 

از همه دنیا من فقط دل خوش تو بودم ولی

دلخوشی تو نبودم دوستم نداشتی یه کمی

 

اگه به تو نمی رسم این دیگه قسمت منه

نخواستم اینجوری بشه این از بخت بد منه

 

قد یه دنیا غم دارم اگه نبینمت یه روز

چطور دلت اومد بری؟ عاشق چشمهاتم هنوز

 

فکر نمی کردم که یه روز اینجوری تحقیر بشم

به جرم دوست داشتن تو اینجوری تنبیه بشم

 

قدر یه دنیا غم دارم اگه نبینمت یه روز

چطور دلت اومد بری؟ عاشق چشمهاتم هنوز

 

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد


 

نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ساعت 1:33 موضوع | لینک ثابت


علیرضا

 

خیلی دلم برات تنگ شده..

آخه چرا حرفامو باور نمی کنی؟؟؟؟؟؟؟؟

خسته شدم خدااااااااااااااااااا

خیلی دلم گرفته

چطووری بهت بفهمونم من بدون تو میمیرم

خدایا کمکم کن ............دلم داره میتترکه

علیرضا تو رو خدا تنهام نذار


 

نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت 14:49 موضوع | لینک ثابت


عزیزم تنهام نذار

 

 

بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم
تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم


حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو
بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم

تو همونی که واسم ، یه روزی زندگی بودی
توی رویاهای من ، عشق همیشگی بودی

آره سهم من فقط از عاشقی یه حسرته
بی کسی عالمی داره ، واسه ما یه عادته

چه طور از یاد ببرم اون همه خاطراتمو
آخه با چه جراتی به دل بگم نمون ، برو

دل دیگه خسته شده ، به حرف من گوش نمی ده
چشم به راه تو می مونه ، همیشه غرق امیده
چشم به راه تو می مونه ، همیشه غرق امیده

بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم
تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم

حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو
بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم

دلم خیلی برات تنگ شده عزیزم




 

نوشته شده توسط مریم در دوشنبه هفتم آذر 1390 ساعت 22:58 موضوع | لینک ثابت


خدایا عشقمو بهم برگردون

خدایا خیلی داغونم

دلم آروم نمیشه

خدایا چرا این عشق از دلم بیرون نمیره؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا من نمیتونم ازش دل بککنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا خداااااااااااااااااااااااا

چرا کاری برام نمیکنی؟چرا دلمو آروم نمی کنی؟

من بدون علیرضا میمیرم...........

خدایا تو رو به این شب عزیز قسمت میدم دلمو آروم کن

من بدون علیرضا میمیرم

خدایا فقط تو میتونی راضیش کنی ........... خدایا فقط خودت میتونی...........

خدایا علیرضارو از من نگیر.........

خدایا یه کاری کن دلم آروم شه

خدایا تو رو به این شب عزیز قسمت میدم علیرضا رو از من نگیر.............

خداجون من جز تو کسیو ندارم...............علیرضامو ازم نگیر

خدایا دلمو آروم کن

خدایا علیرضا منو دوست نداره.............

خدایا کمکم کن

تنهام نذار

خدایا دلمو آروم کن

خدایا هیچکی دردمو نمیفهمه..........هیچکی کمکم نمی کنه

خداجون تنهام نذار

خدایا تو رو به فرق شکافته ی حضرت علی (ع) قسمت میدم علیرضارو بهم برگردون

یا حضرت علی بدادم برس


 

نوشته شده توسط مریم در یکشنبه سی ام مرداد 1390 ساعت 20:59 موضوع | لینک ثابت


نفس من علیرضا

علیرضای عزیزم از اینکه اجازه دادی بعد از سالها بتونم تلفنی تولدتو بهت تبریک بگم ازت ممنونم

۲۹ فروردین بهترین روز زندگیم بود عزیزم ،هیچ وقت فکرشو نمیکردم که بتونم یه روزی باهات حرف بزنم وتولدتو تبریک بگم.........

هرچند شاید این اخرین باری بوده که تونستم باهات حرف بزنم وتولدتو تبریک بگم....

کاش بهم اجازه میدادی هدیه تولدتو بهت بدم ولی .........

بهم اجازه ندادی وگفتی اگر هم ازم بگیری میندازیش تو سطل آشغال

نمیدونی اوون لحظه چقدر دلم شکست بغض داشت خفم میکرد ولی سعی کردم گریم نگیره

علیرضا ازت خواهش می کنم تنهام نذار من بدون تو میمیرم

توروخدا علیرضا تنهام نذار، گوشیتو خاموش نکن ،میدونم تو منو دوست نداری ،میدونم  اصلا دوست نداری که باهات حرف بزنم ............

ولی آخه من چطوری باید فراموشت کنم؟چرا منو  اینقد بخودت وابسته کردی که حالا بعد ۶ سال نمیتونم ازت دل بککنم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

علیرضا توروخدا گوشیتو خاموش نکن

 

 

علیرضا دوستت دارم بيشتر از معنای واقعی كلمه دوست داشتن

دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داری

دوستت دارم همچو طلوع خورشيد در سحر گاه عشق

دوستت دارم همچو تكه ابرهای سفيدی كه در اوج آسمان آبی در حال عبورند

 

علیرضا دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق

دوستت دارم بيشتر از آنچه تصور می كنی

دوستت دارم ، همچو رهايی پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها ،
همچو امواج دريا كه آرام به كنار ساحل می آيند و آرام نيز به دريا
می روند، همچو غنچه ای كه آرام آرام باز می شود و گل می شود

 

علیرضا دوستت دارم همچو اواخر زمستان كه شكوفه های بهاری باز می شوند

دوستت دارم همچو چشمه ای در دل كوه كه آرام جاری می شود بر روی زمين و
تبديل به آبشاری می شود كه از دل كوه سرازير می شود

دوستت دارم همچو مهتابی كه شبهای تيره و تار را با حضورش پر از روشنايی ميكند

دوستت دارم همچو باران بارانی كه تن تشنه دنيا را جان ميدهد و می شويد

 

علیرضا دوستت دارم چون چشمانت اين حقيقت قلبم را باور دارد

دوستت دارم ، چون تو آخرين اميد زندگی منی ، و لياقت اين دوست داشتن را داری

دوستت دارم تا حدی كه قلبم و احساسم ظرفيت اين ابراز
دوست داشتن را نسبت به تو داشته باشند

دوستت دارم ، چون با باوری عميق در قلب من نشستی

وتورا هدف و اميد زندگی خود قرار دادم


علیرضا دوستت دارم چون از زندگی ودنيا گذشته ام تا با تو بمانم

دوستت دارم چون كه می خواهم  
خودم را در دشت آرزوهايم همراه با تو ببينم

 

علیرضا دوستت دارم فراتر از باور يك رويا و فراتر از باور يك حقيقت

دوستت دارم ، چون با اطمينان و اعتماد كليد قلب سرخ و پر از عشقت را به من دادی

دوستت دارم چون كه با احساس پر از صداقت قلم سردم را بر روی كاغذ زندگی
ميكشم و اين شعر و ترانه ها را برايت می سرايم

مجنونم از مجنون عاقل تر ، و ديوانه ام از فرهاد عاشق تر

 

نگاه به قلب كوچك و پر از درد من نكن كه همين قلب
يك دنيا عشق و محبت در آن نهفته است

نگاه به چشمهای آرام و خسته من نكن ، اين چشم يك دنيا اشك در آن است

نگاه به چهره پريشان من نكن ، اين چهره عاشق چهره تو می باشد

علیرضا دوستت دارم چون كه تو اولين و آخرين معشوق من می باشی دوستت دارم

 

 علیرضا تورو خدا تنهام نذاررررررر

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ساعت 0:36 موضوع | لینک ثابت


حق من نیست...

 

عزیزم توروخدا تنهام نذار

طاقت حتی یه لحظه دوریتو ندارم 

خدایا این چه سرنوشت شومیه که من دارم............

خدایا خستم

تنهام نذار

خدایا تو بهش بفهمون

خدایا توکه میدونی من طاقت یه لحظه دوریشم ندارم

خدایا تو که میدونی اگه علیرضا نباشه من میمیرم

پس مرگمو برسون

دیگه نمیخام زنده بمونم  نمیخامممممممممممممممممممممممممم

چرا هیچ کی حرفامو نمیفهمه.............چرا؟؟

خدایا من این زندگیو نمیخاممممممممممممم پس ازم بگیرش

میخام بمیرم

خدایا یا مرگمو برسون یا علیرضا رو ازم نگیر

ازم نگیر

من علیرضارو میخاممممممممممممممممممم چرا هیچ کی نمیفهمه ...........

خدایا من علیرضا رو میخام فقط علیرضا

خدایا مرگمو برسون 

 

ثانیه به ثانیه تو ازم دور میشی....چرا خورشیدکه من داری کم نور میشی

ثانیه به ثانیه لحظه های بی تپش...بزاراشکام بریزن دست رو گونه هام نکش

این جدایی به خدا حق من نیست...گریه های بی صدا حق من نیست

مرگ این خاطره ها حق من نیست....این غم بی انتها حق من نیست

ثانیه به ثانیه شبا هر شب بی قرار....من شکستم تو دیگه تلخیشو به روم نیار

بزار اشکام بریزن بزار بی نفس بشم...نمی دونی من دارم چه عذابی میکشم

این جدایی به خدا حق من نیست...گریه های بی صدا حق من نیست

مرگ این خاطره ها حق من نیست....این غم بی انتها حق من نیست

ثانیه به ثانیه شبا هر شب بی قرار....من شکستم تو دیگه تلخیشو به روم نیار

بزار اشکام بریزن بزار بی نفس بشم...نمی دونی من دارم چه عذابی میکشم

این جدایی به خدا حق من نیست...گریه های بی صدا حق من نیست

مرگ این خاطره ها حق من نیست....این غم بی انتها حق من نیست

حق من نیست حق من نیست...حق من نیست حق من نیست

 


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه پنجم فروردین 1390 ساعت 17:54 موضوع | لینک ثابت


بعد از مرگم

بعد از مرگم مرا در دورترین غروب خاطراتت هم نخواهی دید...

 

منی را که هر نفس با یادت اندیشیدم

 

 و هر لحظه بی آنکه تو بدانی برایت

 

 آرزوی بهترین ها را کردم...

 

بعد از مرگم نامم را در ذهنت تداعی نخواهی کرد...

 

.نامی که برایت بیگانه بود اما در کنارت بود....

 

بی آنکه خود خواهان آن باشی...

 

بعد از مرگم چشمانم را روی کاغذ نخواهی کشید..

 

چشمانی که همواره به خاطر غم ها و شادی هایت بارانی بود

 

 و می درخشید

 

 هنگام دیدن چشمانت....

 

بعد از مرگم گرمای دستانم را 

 

 حس نخواهی کرد...

 

دستانی که روز و شب رو به آسمان برای لبخندت دعا می کردند...

 

بعد از مرگم صدایم را نخواهی شنید....

 

صدایی که گرچه از غم پر بود اما

 

 شنیده می شد تا بگوید:

 

"دوستت دارم"

 

بعد از مرگم خوابم را نخواهی دید....

 

خوابی که شاید دیدنش برای من

 

 آرزویم بود و امید چشم بر هم گذاشتنم....

 

بعد از مرگم رد پایم را پیدا نخواهی کرد....

 

رد پایی که همواره سکوت

 

 شب را می شکست تا مطمئن شود تو در آرامش خواهی بود....

 

بعد از مرگم باغچه ی گل های رزم را نخواهی دید....

 

باغچه ی گل رزی

 

 که هر روز مزین کننده ی گلدان اتاقت بود...

 

بعد از مرگم نامه های ناتمامم را نخواهی خواند....

 

نامه هایی که سراسر شوق از تو نوشتن بود...

 

بعد از مرگم تو حتی قبرم را نخواهی شناخت....

 

تویی که حتی روی قبرم از تو نوشتم....

 

نوشتم:

 

"دوستت دارم"

 

و نوشتم:"تو نیز دوستم بدار"

 

بعد از مرگم تو در بی خبری خواهی بود....

 

روزی به خاک بر می گردم

 

 سال هاست مرده ام و فراموش شده ام...

 

روزی که ره گذری غریبه

 

 گردنبندی روی زمین پیدا خواهد کرد

 

 که نام تو روی آن حک شده است...

 

ناگزیر گردنبند را خاک خواهد کرد...

 

قبر را روی آن قرار خواهد داد...

 

روی تپه ای که دور از شهر است

 

 و تو حتی در خیالت هم آن تپه را تصور نخواهی کرد...

 

آن روز هوا بارانی ست و من می ترسم که مبادا

 

 تو در جایی باشی که خیس شوی و چتری در دستانت نباشد....

 

من که

 

 به باران و خیس شدن از آن عادت کرده ام... .

 

به راستی بعد از مرگم فراموش خواهم شد...

 

علیرضا خیلی دلم برات تنگ شده

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه یازدهم آذر 1389 ساعت 21:46 موضوع | لینک ثابت


خدایا عزیزمو از تو میخام

 

علیرضای  من خوبی عزیزم؟

خدایا ازت ممنونم که تو این یه ماهه تونستم دوبار عزیزترینمو ببینم خدایا نا شکری نمی کنم فقط به دیدنشم قانعم

عزیز دلم بعد سه سال ندیدنت تو این یه ماهه دو بار دیدمت ولی تو........

عزیزم اولین بار ۹/۳/۸۹ بود ساعت تقریبا ۵ عصربود من تو ماشین بودم علیرضا داشتم به این فکر میکردم می گفتم خدایا من چرا علیرضامو هیچ وقت نمیبینم بخدا قسم همینکه این جمله رو گفتم یه دفعه دیدمت که داری پیاده قدم میزنی علیرضا همین که دیدمت اشکم جاری شد اصلا باورم نمیشد

خدا خودش می دونه که من اوون شبو چطوری  به  صبح رسوندم  تا خود صبح فقط می گقتم علیرضا علیرضا علیرضااااااااااااااا  فقط صدات میزدمو گریه می کردم عزیز دلم کاش تو هم دوستم داشتی

علیرضای من دیروز عصر هم ساعت تقریبا ۸ بود که دیدمت علیرضا از کنارم گذشتی من نگات کردم بهت سلام کردم ولی تو جوابمو ندادی سریع از کنارم رد شدی

عزیز دلم نمیدونی وقتی دیدمت چقدر ذوق کردم ولی تو چی؟علیرضا یعنی تو حتی نباید جواب سلاممو میدادی؟

عزیزم وقتی از کنارم گذشتی پاهام سست شد خواستم باهات بیام ولی پاهام اجازه ی حرکت بهم نداد اصلا نمیتونستم حرکت کنم فقط ایستادمو دور شدنتو دیدم بعد چند دقیقه دنبالت دوییدم ولی هر چی خیابونا رو گشتم پیدات نکردم عزیز دلم از دل شکسته ی من چی میخای؟؟؟؟؟؟؟؟

از من که دیگه چیزی باقی نمونده همه ی جوونیم بخاطر تو در اشک و ناله و گریه گذشت

علیرضا بخدا قسم اگه بگی بمیر حاضرم برات بمیرم ولی تو چی؟عزیز دلم چرا جواب سلاممو ندادی؟

آخه مگه من چیکار کردم که مستحق اینهمه عذابم؟

خدایا چه گناهی کردم  که عاشق کسی شدم که حتی حاضر نیست جواب سلاممو بده

خدایا عشقمو ازم نگیر

خدایا تو رو به حضرت ابوالفضل قسمت میدم علیرضامو ازم نگیر

خدای من جز تو هیچ کی نمیتونه کمکم کنه دستمو بگیر

خدایا به دادم برس عشقمو بهم برگردون

خدایا فقط تویی که میتونی به علیرضام بفهمونی که من بدوون اوون میمیرم

خدایا تو که میبینی تو که میدونی من چقدر بهونشو میگیرم

خدایا عزیز دلمو بهم برگردون

خدایا مواظب عزیزم باش خدایا کمکش کن

علیرضام تنهام نذار

 

بي تو امشب ، دارم آتيش مي گيرم
تو نباشي ، تک و تنها مي ميرم
دل تنگم ، ديگه طاقت نداره
با خيالت ، دوباره جون مي گيرم

تو نخواستي که به يادم بموني
تو سکوت شب سردم بخوني
تو مي خواستي پا بذاري روي قلبم
که شکستي ، دلمو ، خوب مي دوني

کاش تو رو باز نديده بودم ، دل از عشقت بريده بودم
هنوزم به پات نشستم ، ياد تو هستم
کاش تو رو باز نديده بودم ، دل از عشقت بريده بودم
هنوزم به پات نشستم ، ياد تو هستم

يه روز هديه داد ، عطش چشمات
به من خسته ، تب دستاتو
تا تو رو ديدم ، دل به تو دادم
غم بي کسي ، رفت از يادم

تو بگو چرا ، رفتي از پيشم
اگه بد کردم ، خوب تو مي شم
جاي عاشقي ، جاي دل بستن
با يه اشتباه ، دلمو نشکن
با يه اشتباه ، دلمو نشکن

کاش تو رو باز نديده بودم ، دل از عشقت بريده بودم
هنوزم به پات نشستم ، ياد تو هستم
کاش تو رو باز نديده بودم ، دل از عشقت بريده بودم
هنوزم به پات نشستم ، ياد تو

هستم

بي تو امشب ، دارم آتيش مي گيرم
تو نباشي ، تک و تنها مي ميرم
دل تنگم ، ديگه طاقت نداره
با خيالت ، دوباره جون مي گيرم

تو نخواستي که به يادم بموني
تو سکوت شب سردم بخوني
تو مي خواستي پا بذاري روي قلبم
که شکستي ، دلمو ، خوب مي دوني

کاش تو رو باز نديده بودم ، دل از عشقت بريده بودم
هنوزم به پات نشستم ، ياد تو هستم
کاش تو رو باز نديده بودم ، دل از عشقت بريده بودم
هنوزم به پات نشستم ، ياد تو هستم

کاش تو رو باز نديده بودم ، دل از عشقت بريده بودم
هنوزم به پات نشستم ، ياد تو هستم
کاش تو رو باز نديده بودم ، دل از عشقت بريده بودم
هنوزم به پات نشستم ، ياد تو هستم

 

 

 

علیرضا امشب خیلی بیقرارم خیلی دلتنگم  

علیرضا تو رو خدا جوابمو بده دلم طاقت اینهمه درد و رنجو نداره

عزیز دلم عذابم نده

ای خدا به دادم برس امشب خیلی دلتنگم

چطوری دلمو اروم کنم ؟

من علیرضامو میخام خدایا تو رو به پنج تن قسمت میدم علیرضامو بهم برگردون

خدایا اگه تو بخای همه چی درست میشه خدایا مگه منو نمیبینی مگه گریه هامو نمیبینی

مگه صدای ناله هامو نمیشنوی

من علیرضامو میخام


 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه هفدهم تیر 1389 ساعت 22:10 موضوع | لینک ثابت


عشق من تولدت مبارک

 

 

بهترين آهنگ زندگي من تپش قلب توست

 و قشنگترين روزم روز شکفتنت.

عزیز دلم ۲۹ فروردین روز میلادت مبارک

 

 

 

 

 

 

 

 

نمیدونم چگونه عاشقانه ترين روز خدا رو جشن بگيرم وقتي علیرضام در كنارم نيست!

 

چگونه اين لحظه هاي زيبا رو با تو قسمت كنم وقتي حضورت ممكن نيست
  

 

بهترین روز زندگیم روزیه که تو به دنیا اومدی از پیش خدا برای من متولد شدی !

 

دلم مي خواست در كنارم بودي و ميديدي كه

 

براي روز ميلادت از عميق ترين درياها  

 

 از بلندترين كوه ها و از سخت ترين صخره ها خواهم گذشت....

 

 كاش در كنارم بودي و مي ديدي كه قلبم را

 

چگونه در جعبه اي رنگارنگ ميگذارم تا به تو هديه كنم

 

كاش در كنارم بودي ....

 

 اما حالا که از هم دوریم بدون  كه در سخترين لحظه ها

 

شادترين روز خدا را تنها جشن گرفته ام

 

فقط به ياد تو علیرضای عزیزم

 
 
 
 
 
 
 

علیرضا جان تولدت مبارک عشق من

 

 
 

 

         روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو

كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو

درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم

بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم

ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم


از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم

من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون

چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون

به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم

هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم

تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم

كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش

بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک

با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک


عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک


فقط مي خوان بهت بگن


عزيز من تولدت مبارك

 

 

 

 

عشق زیبای من

زندگی من بی نهایت دوستت دارم که قابل شمارش نیست

امیدوارم که بزودی زود این جشن زیبا رو در کنارهم بگیریم

می خوام همه ی دنیا بفهمن که من عاشق تو هستم

و تو همه ی  زندگی من هستی ای زیبا تر از زیبا تولدت مبارک عزیزم

 

 

عزیزم این سومین تولدیه که ازت دورم امروز خیلی دلتنگت بودم

دلم میخاست بهت زنگ بزنم و تولدتو بهت تبریک بگم ولی گوشیت خاموش بود

علیرضام خیلی دلم برات تنگ شده کاش می تونستم امروز ببینمت و هدیه تولدتو بهت بدم

عزیزم من هر سال برا تولدت هدیه میخرم ولی نمیتونم بهت بدم امروز برات یه پیراهن خریدم نمیدونم اندازت هست یا نه ؟

کاش می تونستم بهت بدم کاش...................

عزیزم شاید یه روزی ببینمت و همه ی کادوهاتو بهت بدم کاش..............................

عزیزم امیدوارم همیشه سالم و شاد باشی

انشاءالله جشن تولد ۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سالگیت

 

شادمانی و خرسندی تمامی لحظاتت را آرزومندم .

پس به شادی بیاندیش و شادمان زندگی کن .

 

 

 

 

 

علیرضام  تولدت مبارک عشق من

 

عزیزم این هم کیک تولدت

 

 

 

 

تولد تولد ،تولدت مبارک

تولدت مبارک مبارک مبارک

تولدت مبارک تک ستاره زندگیم

 

 

 

 

  

آسمان وقف نگاهت گل من
مانده ام چشم براهت گل من
هرکجاهستی و باشی گویم
که خداپشت و پناهت گل من
 


 

نوشته شده توسط مریم در یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389 ساعت 0:42 موضوع | لینک ثابت


عزیزم چرا تنهام گذاشتی؟

 

چگونه تورا فرياد كنم وقتي كه پژواك صدايم در كوچه پس كوچه هاي تنهايي

 

 طنين انداز گشته است...!

 

چگونه تو را بخوانم وقتي كه آرزوهايم بر باد رفته است و تو ديگر نيستي تا حرفهاي 

 

 ناگفته دلم را بشنوي و مرهمي باشي بر روي زخم هاي دلم...!

 

وقتي كه تو نيستي چه كسي سنگ صبور من خواهد شد...؟

 

اين روزها هرچه بيشتر جست و جو مي كنم كمتر پيدايت مي كنم ، گويي در خود گم

 

 شده ام...!

 

گلهاي احساسم در كوير بي مهري هايت پژمرده اند و تو گويي همه چيز را از ياد

 

 برده اي...!!!

 

اي بهار خزان شده كه نيامده كوچ كردي ، هنوز يادت در سينه من است و من چون

 

 شقايق داغدارم كه هرگز چشمان روشن تو را فراموش نخواهم كرد...!

 

به رفتنت مي انديشم به رفتني كه دلم را شكست و قلبم را براي هميشه مهمان

 

 غم و اندوه نمود، چگونه دلتنگي هاي مرا نديدي؟

 

بگو در كدامين بهار به انتظار آمدنت بنشينم كه رفتنت را هنوز باورنکرده ام

 

و امشب مي خواهم از دلتنگي هايم برايت بگويم ، اين اولين باري نيست كه قلبم بر

 

 قلمم چيره مي شود و از جدايي ها شكايت مي كنم ، از چشم انتظاري خالصانه ام

 

 و از بد عهدي ايام!

 

مي نويسم آنچه را كه در دلم است و سپيدي كاغذ را مانند روزگارم سياه مي كند ...

 

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟!...

 

عزیزم امروزو یادت میاد؟

عزیز دلم یادت میاد ۲۲ اسفند چه روزی بود؟ یادته؟؟؟؟؟؟؟؟

روزی بود که برا اولین و آخرین بار دیدمت .........

هیچ وقت فکرشو نمیکردم که علیرضای من اینقدر بی معرفت باشه، هیچ وقت فکرشو

نمیکردم علیرضای من سنگدل باشه

هیچ وقت فکرشو نمیکردم یه روزی تنهام بذاری....

ولی تنهام گذاشتی

عزیز دلم دو سال گذشت

اصلا میدونی تو این دو سال چی بهم گذشت؟ اصلا میدونی این دو سالو چطوری گذروندم؟

میدونی عزیز دلم؟

نه عزیزم نمیدونی خودم برات تعریف می کنم

این دوسال برام به اندازه ی ۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سال گذشت ،  تو این دو سال حتی نتونستم برا

یه لحظه فراموشت کنم

 هر کاری تونستم کردم  به هر دری زدم اما با در بسته روبرو شدم 

انگار همه دست بدست هم دادن که تورو ازم بگیرن

یادته اخرین باری که باهام حرف زدی بهم چیا

گفتی؟

یادته علیرضا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اونشب هر چی از دهنت در اوومد بهم گفتی منم فقط گریه میکردم ولی تو بی تفاوت از کنارم

 گذشتی

هیچ توجهی به حرفام نکردی فقط گفتی فراموشم کن

به همین سادگی گفتی فراموشم کن یادت مییاد علیرضا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چطوری دلت اوومد تنهام بذاری؟

چطوری دلت اوومد بهم بگی فراموشم کن؟ چطوری دلت اوومد فراموشم کنی؟

ولی تو فراموشم کردی رفتی دنبال زندگی خودت........

عزیز دلم چطوری فراموشت کنم؟ مگه  من میتونم عزیزمو فراموش کنم؟

نه عزیز دلم هیچ وقت نمیتونم فراموشت کنم تو این دو سال حتی یه لحظه هم نتونستم

فراموشت کنم

چون نمیتونم آخه تو همه ی زندگیمی ، آخه تو عزیزترین فرد زندگیمی

ولی تو منو نخاستی ، دوستم نداشتی

منو گذاشتی کنار ، دلمو شکستی علیرضا

اینو هیچ وقت فراموش نکن دلمو شکستی ، خوردم کردی

بهم گفتی فراموشم کن کاش حداقل بهم می گفتی چرا باید فراموشت کنم؟

علیرضا این سوالیه که دو ساله باهامه

همیشه از خودم می پرسم مشکله علیرضا با من چی بوده که گفته فراموشم کن!

عزیزم کاش حداقل بهم میگفتی چرا ؟

این سوال داره دیوونم میکنه کاش بهم بگی چرا؟

امروز خیلی دلتنگت بودم و هستم

میدونی علیرضا بعد تو این صفحه ی بی جان شده همدم من

به حرفام گوش میده

ولی این صفحه که نمیتونه باهام حرف بزنه........

عزیز دلم دو سال گذشت دوسال پر از دلتنگی ، گریه ، غصه ،التماس

عزیزم تو این مدت هر کاری تونستم کردم حتی بهت التماس کردم

دست به دامن همه شدم ، ولی هیچکی به دادم نرسید ، هیچکی کمکم نکرد

تورو با همه ی وجودم از خدا خواستم  به خدا التماس کردم گفتم فقط همین یه بار جوابمو بده

 ولی خدا هم کمکم نکرد

خدا هم هیچ توجهی بهم نکرد

علیرضا هیچکی به دادم نمیرسه..............

هیچکی کمکم نمیکنه

عزیز دلم چرا تنهام گذاشتی ؟

علیرضا جان من بدوون تو نمیتونم زندگی کنم ، بخدا به این امید زندم که شاید یه روزی تو

برگردی پیشم

نمیدونم اینروز تو زندگیم وجود داره یا نه؟

علیرضا خیلی دلم برات تنگ شده

علیرضا ی من کاش یه روزی بفهمی که چقدر دوست دارم

کاش بفهمی تو همه ی وجودمی ، همه ی زندگیمی

کاش...............

عزیز دلم بخدا نمیتونم فراموشت کنم ، نمیتونم ازت دل بککنم

به چه زبونی بگم من واقعا دوست دارم تورو خدا بفهم

عزیز دلم تنهام نذار

خیلی احساس تنهایی می کنم کاش تو الان کنارم بودی

کاش آرومم میکردی

خیلی دلم برات تنگ شده 

 عزیز دلم الان ۶۰ ساعته که حتی یه لحظه هم چشمامو نبستم

اینروزا بیشتر از همیشه دلتنگتم

دلم برات تنگ شده برا خودت ، برا صدات ، برا حرفات

امروز چند بار خواستم بهت زنگ بزنم ولی ترسیدم باهام بد برخورد کنی

نتونستم زنگ زنم ولی بدجوری دلم هواتو کرده

عزیز دلم تورو خدا بفهم من بدوون تو میمیرم چرا حرفامو باور نمیکنی؟

عزیزم تو رو به جدت قسمت میدم تنهام نذار

تورو به جدت قسمت میدم دیگه تمومش کن بخدا دیگه دلم طاقت اینهمه دردو نداره

دیگه طاقت اینهمه انتظارو دلتنگیو ندارم علیرضا تورو خدا اذیتم نکن

خدایا دلم داره از غصه میتترکه ، چرا به دادم نمیرسی

خدایا تو که از حالو روزم باخبری تو که میدونی شبا تا صبح گریه میکنم و با خودم حرف میزنم

خدایا تو که میدونی همه ی زندگیم شده گریه، دلتنگی ، تنهایی

همه ی زندگیم شده یه علیرضا ی خیالی

علیرضا کاش میدونستی تو چه وضعیت بدی هستم 

 میدونم تو منو دوست نداری

از اولم نداشتی ، اگه دوستم داشتی هیچ وقت تنهام نمیذاشتی

تو خودت خوب میدونستی که من چقدر دوست دارم میدونستی چقدر بهت وابستم

میدونستی همه ی زندگیمی ولی تنهام گذاشتی رفتی دنبال زندگی خودت

اصلا از خودت می پرسی من باید چطوری فراموشت کنم؟

چطوری باید ازت دل بککنم؟

کاش الان میتونستی منو ببینی کاش اشکامو میدیدی تا باورت میشد که چقدر دلتنگتم

عزیز دلم کاش میتونسم ببینمت

کاش میتونستم باهات حرف بزنم

کاش به حرفام گوش میدادی

کاش...........

عزیز من کاش الان کنارم بودی امشب خیلی دلم گرفته

دلم هواتو کرده

عزیزم هیچکی جز تو نمیتونه آرومم کنه

علیرضا عزیز دلم چطوری با خودم کنار بیام؟

چطوری به خودم بفهمونم عزیزم تنهام گذاشته چطوری باخودم کنار بیام

آه علیرضا دیگه طاقت دوریتو ندارم  تورو جون عزیزت تنهام نذار

خدایا عزیزمو ازم نگیر

خدایا کمکم کن

من فقط علیرضامو میخام من نمیتونم به غیر از تو کسیو تو دلم راه بدم تو همه ی وجودمی

عزیزم فقط یه معجزه میتونه تورو بهم برگردونه فقط یه معجزه

تا اخر عمرم منتظرت میمونم شاید یه روزی بیادم بیافتی

کاش به وبلاگم یه سری میزدی کاش میدیدی چی به سرم آوردی

کاش میفهمیدی که دارم از دوریت دق میکنم

کاش هیچ وقت باهات آشنا نمیشدم

کاش هیچ وقت نمیدیدمت ، کاش هیچ وقت دوست نداشتم ،کاش هیچ وقت تنهام نمیذاشتی

خدایا تو که بدبختیمو میبینی پس چرا کمکم نمیکنی؟

اه علیرضا کاش میدیدی از بس گریه کردم دیگه چشمام نمیبینه

علیرضا عزیز من بخدا دلم برات تنگ شده

کاش میتونسم فقط یه بار دیگه ببینمت ولی.......

کاش .................

خدایا به علیرضا بفهمون من بدوون اوون نمیتونم زندگی کنم

زندگی بدون علیرضا رو نمیخام

خدایا منو ببر پیش خودت دیگه طاقت اینهمه دردو ندارم

خدایا فقط همین یه بار کمکم کن عزیزمو بهم برگردوون

خدایا بهت التماس میکنم

خدایا یه کاری برام بکن

اه دلم داره میترکه خدایا امشب چطوری خودمو آرووم کنم

من علیرضامو میخام کاش یه نفر میتونست کمکم کنه

کاش یکی علیرضامو بهم برگردونه

دلم خیلی گرفته خییییییییییییلیییییییییییییییییییییی

عزیز دلم علیرضا ی من چطوری به ندیدنت عادت کنم ؟

چطوری ؟؟؟؟؟؟؟؟

من علیرضامو میخام خدایا تو رو به حق پنج تن قسمت میدم عزیزدلمو بهم برگردوون

خدایا تو رو به چهارده معصوم قسمت میدم علیرضامو ازم نگیر

خدایا به یادش بنداز که یکی اینجا هست که داره از دوریش دق میکنه

خدایا کمکم کن عزیز دلمو بهم برگردوون

علیرضا جان توروبه جدت قسمت میدم تنهام نذار خیلی احساس تنهایی و بی کسی می کنم

کاش تو کنارم بودی کاش.................

خدایا به دل شکستم رحم کن

خدایا کمکم کن

خدایا به دادم برس

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در شنبه بیست و دوم اسفند 1388 ساعت 20:30 موضوع | لینک ثابت


عزیزترینم علیرضا

 

عزیزم دلم خیلی تنگه خیییییلییییییییی

کاش میدونستی

کاش میدونستی که دارم از دلتنگی میمیرم

کاش میدونستی که چقدر حالم بده

کاش اشکامو میدیدی کاش می فهمیدی که نمیتونم جز تو حتی به کسی فکرکنم

کاش میفهمیدی که چقدر دوست دارم

عزیزم چطوری بهت بفهمونم ؟چطوری

من بدون تو این زندگیه لعنتیو نمیخام

فقط تورو میخام

خدایا علیرضامو بهم برگردون

 

خدایا چرا نمیتونم فراموشش کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟

ای کاش امشب اخرین شب عمرم باشه 

خدایا عزیزمو بهم برگردون

 

بازم شب شد و اين دل بي قراره


دلم طاقت دوريتو نداره

 
ببخش اين عاشق پر اشتباهو


به قلب خسته جون بده دوباره


آخه چه طور دلت اومد تنهام بزاري


تو بازي زمونه جام بزاري

 
تو بي من بري من بي تو مي ميرم


آخه شده بودي عزيز ترينم


شب وغم و من ابر پاره پاره

 
آسمون داره واسم يه ريز ميباره


رفتيو حالا اشك خيس ابرا

 گريه هاتو ياد من مي ياره


ياد چشات داره منو ديوونه مي كنه


با غصه ها داره منو هم خونه ميکنه

 

 اون ديگه طاقت موندن نداره


ديوونه يه بي قراره

 

 

 


 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در سه شنبه بیست و دوم دی 1388 ساعت 18:22 موضوع | لینک ثابت


علیرضامو ازم نگیر

 

علیرضام من بدون تو چه خاکی به سرم بریزم

چطوری فراموشت کنم عزیز دلم چطوری از عزیز دلم از نفسم از همه ی زندگیم دل بککنم؟

علیرضا تو خودت میدونی من بدون تو میمیرم عزیزم امروز یه چیزی شنیدم که دارم از غصه دق میکنم

علیرضام میگن تو نامزد کردی

     علیرضا وقتی اینو شنیدم نمیدونم  چطوری برات حالمو توصیف کنم همین قدر بهت بگم که من دیگه مردم

علیرضا چطوری دلت اوومد اخه من بدون تو چیکار کنم 

به خدا اگه بدونم خانمت کیه بهش التماس می کنم تا تو رو ازم نگیره

من علیرضامو میخام 

خدایا مگه من تو زندگیم چه گناهی کردم که تو باید اینطوری عذابم بدی

علیرضا بیا بهم بگو همه ی این حرفا دروغه علیرضاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

از بس  گریه کردم دیگه چشمام نمیبینه   حالم خیلی بده میخام خودمو بکشم شاید همین الان اینکارو کردم من این زندگیو بدون تو نمیخام

علیرضا  دردمو به کی بگم  با کی حرف بزنم عزیز دلم تا زنده بودم که بهم هیچ توجهی نکردی حداقل بعد مردنم سر خاکم بیا

دوسال به خدا التماس کردم اشک ریختم  دعا کردم دست به دامن ائمه شدم بیشتر از همه به حضرت ابوالفضل التماس کردم صداشون زدم ناله کردم التماس کردم گفتم فقط همین یه بار ناامیدم نکن ولی هیچ کی به دادم نرسید

هیچکی جوابمو نداد علیرضام تو رو خدا بهم واقعیتو بگو تو واقعا ازدواج کردی یا خودت به دوستت گفتی که این مزخرفاتو بهم بگه

علیرضا بهم بگو که دروغه تورو خدا حرف بزن به خدا قسم اگه بفهمم این موضوع واقعیت داره پیدات می کنم  جلوی چشمات خودمو می کشم  به خدا اینکارو می کنم

 میخام بهت ثابت بشه که من بدون تو میمیرم

عزیز دلم حرفامو باور کن

من علیرضامو میخام علیرضااااااااااااااااااااااااااااا

علیرضاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

علیرضاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در یکشنبه یکم آذر 1388 ساعت 14:59 موضوع | لینک ثابت


خدایا کمکم کن

 

سلام عزیزم

 

امروز ۸/۸/۸۸ بود

 

۷/۷/۷۷ من یه دانش آموز درسخون بودم که به غیر از درس خوندن به چیز دیگه ای فکر نمیکردم

 

ولی یازده سال بعد یعنی ۸/۸/۸۸ زندگیم کاملا بهم ریخته کارم شده فقط انتظار کشیدن انتظار عزیزی که هیچ خبری ازش ندارم  دارم از دلتنگی خفه میشم

 

علیرضا تا کی باید گریه کنم تا کی باید با بغض و دلتنگی زندگی کنم؟ دردمو به کی بگم؟

 

کی به حرفام گوش بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

علیرضا چرا بازیم دادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

علیرضا جواب سوالامو از کی بگیرم؟ چرا جوابمو نمیدی ؟چرا بهم نمیگی دلیلت چیه؟

 

یعنی من نباید بدونم که تو چرا اینقدر تغییر کردی؟چرا بازیم دادی؟

 

دلم تنگه خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

خدایا ۸/۸/۸۸ که برام با دلتنگیو گریه همراه بود خدایا ۹/۹/۹۹ من اون موقع تو چه وضعیتی هستم؟

 

یعنی میشه علیرضام برگرده؟ یعنی میشه این دلتنگی تموم بشه؟

 

خدایا فقط تو میدونی خدایا کمکم کن دیگه توان انتظار کشیدن ندارم

 

خدایا من علیرضامو از تو میخامممممممم

 

یا امام رضا کمکم کن دیگه نمیتونم تحمل کنم نمیتونم

 

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

 

بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟

 

گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام

 

ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟

 

ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند

 

گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟

 

من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام

 

هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 23:22 موضوع | لینک ثابت


دلم خیلی برات تنگ شده

 

عزیزم خیلی دلم برات تنگ شده خیییییییییلییییییییییی

 

علیرضام دلم خیلی برات تنگ شده

 

علیرضا من چیکار کنم ؟چرا نمیتونم فراموشت کنم تو که دیگه به من فکر نمی کنی تو که منو دوست نداری پس چرا من نمیتونم فراموشت کنم ؟

 

علیرضا یادته بهت گفتم قول بده که هیچ وقت اذیتم نکنی

 

 یادته بهت گفتم بهم قول بده که هیچ وقت تنهام نذاری

 

تو قول دادی ولی به قولت وفا نکردی

 

علیرضام وقتی دلم برات تنگ میشه چیکار کنم ؟

 

با کی حرف بزنم ؟ کی ارومم کنه؟

 

اصلا به کی میتونم بگم؟

 

علیرضا دلم تنگه هیچ وقت فکرشو نمیکردم که تنهام بذاری

 

وقتی دلم برات تنگ میشه چیکار کنم؟ چطوری خودمو آروم کنم

 

 علیرضام میدونی چند وقته ندیدمت؟میدونی چند وقته باهات حرف نزدم

 

ای خدا دلم داره میترکه

 

تو این مدت خیلی اذیت شدم شاید باورت نشه ولی به خدا قسم پیر شدم

 

خورد شدم

 

علیرضا کاش الان منو میدیدی ؟کاش میفهمیدی که چه حالو روزی دارم

 

علیرضا به خدا چشمام درد گرفته از بس گریه کردم اخه من چیکار کنم

 

ای خدااااااااااااااااااااااااااااا

 

علیرضا خدا هم جوابمو نمیده خدا هم مثه تو منو دوست نداره

 

عزیزم نمیدونی چقدر دلم تنگه الان چند هفتست قلبم درد میکنه یه شب حالم خیلی بد شد تا حدی که فکر میکردم میمیرم ولی نمردم کاش میمردم 

 

بدون تو این زندگیو نمیخام من فقط تو رو میخام کاش باهام حرف میزدی

 

علیرضا عزیزدلم کاش باهام حرف میزدی کاش میفهمیدی که من چقدر دلتنگتم کاش خدا بهت بفهمونه خدایی که نوزده ماهه بهش التماس می کنم که تو رو بهم برگردونه ولی....................

 

علیرضا جواب دل شکسته منو کی باید بده

 

علیرضام جواب اشکای منو کی باید بده

 

آه خدا دیگه نمیتونم من علیرضا رو از خودت میخام علیرضا تو رو به جدت قسم بذار فقط یه بار باهات حرف  بزنم

 

تو رو به جدت قسم دیگه تمومش کن من نمیتونم باور کنم که دیگه هیچ وقت نباید ببینمت نمیتونم باور کنم که دیگه نباید صداتو بشنوم عزیز دلم نمیخام باور کنم که تو دوستم نداری

 

علیرضام تو رو به جدت قسم جوابمو بده عزیز دلم دیگه اذیتم نکن به خدا دلم خونه اینقدر زجرم نده

 

عزیز دلم باهام حرف بزن باهام حرف بزن

 

خیلی دوست دارم خیییییییییلیییییییییییییییی

 

خدایا مواظب علیرضام باش

 

خدایا مواظب عزیزترینم باش

 

خدایا تو که می بینیش خوش به حالت خدا

 

خدایا عزیزمو به تو می سپارم یه وقت دلش نگیره  

 

خدایا مواظب علیرضام باش

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 0:24 موضوع | لینک ثابت


خدایا به دادم برس

 

عزیزم نمیدونم کجایی؟

 

امشب خیلی دلم برات تنگ شده 

 

عزیزم الان که دارم این متنو می نویسم صورتم خیس شده دلم خیلی گرفته

 

عزیز من چطوری فراموشت کنم؟ حتی برا یه لحظه هم نمیتونم فراموشت کنم

 

علیرضا تو کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

چطوری دلت مییاد ازارم بدی؟

 

عزیزم کجایی؟ چرا جوابمو نمیدی؟؟؟؟؟؟؟

 

چطوری با این دلتنگی کنار بیام؟

 

علیرضا تو چرا نمی فهمی من نمیتونم ازت دل بکنم نمیتونم

 

چطوری بهت بفهمونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

جز تو نمیتونم به کسی فکر کنم نمیتونم کسیو دوست داشته باشم

 

چرا نمیفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

چطوری به خودم بفهمونم که دیگه هیچ وقت نمیتونم ببینمت ؟

 

دلم برات تنگ شده

 

دلم داره میترکه بیشتر از این داغونم نکن دیگه نمیتونم تحمل کنم

 

ای خدا به دادم برس

 

یه کاری بکن دیگه طاقت ندارم

 

خدایا چطوری بهت التماس کنم؟ اگه تو جوابمو ندی از کی بخام؟

 

کی به جز تو میتونه کمکم کنه؟

 

به غیر از تو از کی میتونم بخام که عزیزمو بهم برگردونه

 

خدایا ۱۹ ماهه دارم التماس می کنم دارم دق می کنم پس چرا کاری نمیکنی؟

 

مگه منو نمیبینی؟ خدایا تو که از حالو روزم با خبری یه کاری کن

 

خدایا به دادم برس

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 ساعت 23:36 موضوع | لینک ثابت


هر روز و هر شب از خدا بدون فقط تورو میخوام

 

 

هواتو کردم دوباره


 بازم دلم تنگه برات

 

 اگرچه دوری از دلم

 

 هنوزم میمیرم برات

 


 امید من سنگ صبور                   
 باشه برو پیشم نیا

                                 بذار که تنها بسوزم                   تو غربت دلتنگی هام

                                نه اینکه عاشق نباشم                نه اینکه دوست ندارم

 

 

                                    میخوام تو اوج بی کسی سر روی شونت بذارم

 

 

دوست دارم

 

 

                                زخم زبون و صبر من                   باور بکن حدی داره

                               یه قلب خالی از امید                      آخه سوزوندن نداره 

                              منی که حتی گریه هام                     واسه تو تکراری شده 

                               تو حرف مردمو نزن                          نگو که جات خالی شده


                                          نگاه سردت هنوزم با خندهات زجرم میده

                                          خدا خودت منو به این در به دری عادت بده

                                          باور نداری هنوزم عشق تو داغونم کنه؟

                                         بخند به گریه های من شاید که آرومم کنه 

 

                      بهش بگین دق می کنم                       دستهاش تو دستم نباشه

 

                                     تموم خاطراتمون نمک به زخمام می پاشه 

                                   بهش بگین خاطره هاش آتیش به جونم میزنه

                                     آسمونم زمین بیاد بگین فقط ماله منه

 

                      تو لحظه های بی کسی                         سهم من از تو دوریه 

                          اگه صدام در نمیاد                               دلتنگی و صبوریه 

                       هر روز غروب دلتنگتم                            دوباره تنها میشینم 

                     هروقت که بارون میباره                            تورو کنارم میبینم 

 

      هر روز و هر شب از خدا بدون فقط تورو میخوام


                                                                        نگو واست غریبه ام نگو تو خوابت نمیام

   بگو تو هم دوستم داری بگو که دلتنگم میشی


                                                                   من فقط از خدا میخوام دوباره مهربون بشی

 

مهربون بشی

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در سه شنبه سوم شهریور 1388 ساعت 16:26 موضوع | لینک ثابت


علیرضا

 

علیرضا کجایی؟

کجایی که ببینی من دارم دیوونه میشم

کجایی که ببینی دلم خونه

کجایی که ببینی ؟

کجایی که ببینی دارم میمیرم

کجایی که ببینی بدون تو داغون شدم

کجایی که ببینی دارم دق مرگ میشم

علیرضاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

کاش الان بودی

کاش الان منو میدیدی

کاش الان اشکامو می دیدی

کاش الان صدای گریه هامو می شنیدی

کاش الان می تونستم  باهات حرف بزنم

کاش صداتو می شنیدم

کاش تو بفهمی چقدر دوست دارم

کاش تو صدامو بشنوی

علیرضاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

عزیزم تو کجایی ؟

دلم برات خیلی تنگ شده

این دلتنگی شده جزئی از وجودم

عزیزم چطوری بهت بفهمونم ؟

من بدون تو میمیرم

اصلا نمیخام زنده بمونم

خدایا بهت التماس کردم

علیرضا رو از من نگیر ولی حرفامو نشنیدی

امشب یه خواهشی ازت دارم پس جونمو بگیر من نمیخام زنده بمونم

خسته شدم خسته

خدایا

اگه به تو التماس نکنم پس  حرفامو به کی بگم؟

به غیر تو از کی می تونم خواهش کنم

عزیزمو بهم برگردون

خدایا تو که می دونی همه ی زندگیم شده گریه کردن

مگه من چیکار کردم که اینطوری عذابم میدی؟

خدایا تو که میدونی من فقط به این امید زندم که یه روزی ببینمش

به این امید زندم که یه روز بهم بگه نظرش عوض شده

 دلم داره میترکه

یعنی اوون روز تو زندگیم وجود داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عزیزم تو رو خدا اذیتم نکن

دیگه توانی برام نمونده که بخام تحمل کنم

عزیزم

کاش بفهمی هر شب با یاد تو چشمامو میبندم

کاش بفهمی هر روز صبح به امید دیدار تو بیدار میشم

کاش بفهمی بدون تو نمیتونم زندگی کنم

کاش بفهمی بدون تو دیوونه میشم

علیرضا امشب دارم دق می کنم

هر چی می گذره بیشتر ازم دور میشی 

علیرضا من چیکار کنم؟

چطوری فراموشت کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم داره میترکه

قلبم داره از جاش در مییاد

علیرضا من دارم میمیرم

عزیزم میخام صداتو بشنوم

دلم برات یه ذره شده

دلم داره میترکه علیرضا یه کاری بکن

یه حرفی بزن

تا کی صبر کنم؟

عزیزم دیگه نمیتونم

تو رو خدا حرف بزن

دلم خیلی برات تنگ شده

چطوری تو رو از ذهنم پاک کنم؟

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 ساعت 0:11 موضوع | لینک ثابت


عزیزم تنهام نذار

 

 

عزیز دلم کجایی؟

خیلی دلم برات تنگ شده خییییییییییییییلییییییییییییییییی

بد جوری دلم هواتو کرده

دلم داره میترکه

عزیز من خسته شدم

 دیگه توانی برام نمونده که بهت التماس کنم

 دیگه بسه دیگه نمیتونم

تو رو خدا بفهم من نمیتونم ازت دل بکنم

نمیتونم فراموشت کنم

دلم داره از غصه میترکه

به خدا دارم دق می کنم

قلبم داره از جاش در مییاد

علیرضا تو رو خدا بفهم من طاقتشو ندارم

دیگه نمیتونم تو رو خدا بفهم من نمیتونم فراموشت کنم

دلم برات یه ذره شده

امشب بد جوری دلم هواتو کرده

خیلی دلم تنگه

 هیچ جوری اروم نمیشم

 خیلی بیقرارم دلم داره میترکه

با گریه کردنم آروم نمیشم

عزیزمن بسته تو رو خدا تمومش کن

 دیگه طاقت ندارم نمیتونم تحمل کنم

دلم خیلی هواتو کرده

خیلی دلم میخاست  الان میتونستنم باهات حرف بزنم

کاش میتونستم بهت زنگ بزنم کاش میتونستم صداتو بشنوم

علیرضاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

عزیزم کاش می شد صداتو بشنوم

دلم برا صدات تنگ شده

دلم برا حرفات تنگ شده

به خدا دلم خونه

دلم برات یه ذره شده چطوری بهت بفهمونم من بدون تو میمیرم

عزیزم حرفامو درک کن

به خدا دلم خونه

دلم داره میترکه

کاش بمیرم تا راحت شم

خدایا دارم دیوونه میشم

دلم برا علیرضا تنگ شده

خدایا یه کاری بکن

دارم دق میکنم

خدایا امشب چطوری خودمو آروم کنم

خسته شدم از بس روزا و شبا رو شمردم

خسته شدم از بس انتظار کشیدم

عزیزم دلم برات تنگ شده

خدایا چیکار کنم؟

چطوری این دلتنگیو از خودم دور کنم

عزیزم چطوری فراموشت کنم

وقتی حتی یه لحظه هم نمیتونم فراموشت کنم

خودت بهم بگو من چیکار کنم؟

دست به دامن کی بشم؟

چطوری بهت االتماس کنم

علیرضا من نمیخام باور کنم

که دیگه هیچ وقت نمیتونم ببینمت

نمیخام باور کنم که همه ی حرفات دروغ بوده

علیرضا تو چرا اینقدر عوض شدی؟

جواب سوالمو از کی بگیرم

عزیزم تو رو خدا بهم بگو چی شده که اینقدر عوض شدی؟

نه تو علیرضا ی من نیستی

علیرضام نامرد نبود دروغ نمی گفت

نه من باور نمی کنم تو علیرضا من نیستی

ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

علیرضام کجاست؟

علیرضا چطوری باور کنم

این تویی که از من متنفری؟

نه باور نمی کنم

علیرضا تو رو خدا بفهم دارم دیوونه میشم

تو رو خدا بذار فقط یه بار باهات حرف بزنم

دلم برات تنگ شده

کاش هیچ وقت نمیدیدمت

کاش بهت دل نمیبستم

کاش دوست نداشتم

کاش بهت وابسته نمی شدم

عزیز دلم تنهام نذار

 

اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست

اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست

اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم

دوستت دارم

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 ساعت 23:38 موضوع | لینک ثابت


دلم خیلی گرفته

 

 

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

 

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

 

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت می شد ...

 

کاش بودی تا  دردهایم را به گوش تو میرساندم...

 

بدون تو عاشقی برایم عذاب است

 

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

 

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

 

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب

 می شود....

 

 می دانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

 

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

 

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه....

 

اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !

 

تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!

 

تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛

 

هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !

 

 براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد

 

و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد

 

 تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!



متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم

 

 از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

 

 

عزیز من هر روز که میگذره بیشتر دلتنگت میشم

دلم برات یه ذره شده

عزیز دلم  بد جوری خون به دلم می کنی

خیلی دلم برات تنگ شده خیییییییییییییییییلیییییییییییییییی

 

 

                              

                                                                  

              

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه نهم مرداد 1388 ساعت 10:36 موضوع | لینک ثابت


میخام باهات حرف بزنم

 

 

سلام عزیزم

 

نمیدونم الان کجایی و چیکار می کنی؟

 

امیدوارم حالت خوب باشه

 

خیلی دلم برات تنگ شده

 

الان چند روزه که میخام باهات حرف بزنم ولی نمیتونم

 

میدونی چرا؟

 

چون میترسم

 

میترسم دوباره حرفای قبلیتو تکرار کنی

 

میترسم دوباره بهم بگی ما به درد هم نمیخوریم

 

میترسم دوباره بهم بگی فراموشم کن

 

از شنیدن این کلمه وحشت دارم

 

کاش بهم نگی فراموشم کن

 

ولی اگه بگی فراموشم کن!

 

من چطوری فراموشت کنم ؟

 

چطوری تو رو از ذهنم پاک کنم؟

 

چطوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

چطوری به خودم بفهمونم که تو منو دوست نداری

 

چطوری با خودم کنار بیام

 

کاش دوستت نداشتم

 

کاش اینقدر بهت وابسته نمیشدم

 

کاش منم مثله خودت بودم

 

کاش منم میتونستم خیلی راحت فراموشت کنم

 

ولی نمیشه

 

نمیتونمممممممممم

 

علیرضا خودت باعث شدی

 

که من اینقدر بهت وابسته بشم

 

خودت باعث شدی

 

همیشه بهت می گفتم

 

من از عاقبتش میترسم

 

بهت می گفتم آخرش من بدبخت میشم

 

ولی تو می گفتی خیالت راحت باشه

 

هیچ مشکلی پیش نمیاد

 

حالا بدبختیمو میبینی؟!

 

حالا میبینی چقدر خیالم راحته

 

حالا میبینی همه ی زندگیم شده

 

یه علیرضای خیالی

 

تو چطوری دلت میاد

 

بهم بگی فراموشت کنم؟

 

علیرضا کاش الان بودی

 

کاش میتونستم باهات حرف بزنم

 

 ولی میترسم

 

دلم داره میترکه

 

تو رو خدا بفهم نمیتونم فراموشت کنم

 

خدایا پس خودت بهش بفهمون که دیگه نمیتونم تحمل کنم

 

نمیتونم

 

خدایا چرا یه دفعه همه چی بهم خورد؟

 

چرا علیرضا اینقدر عوض شده؟

 

چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خدایا اگه تو بخای همه چی درست میشه

 

فقط تو میتونی

 

خدایا قول میدم دیگه هیچی ازت نخام

 

قسم میخورم

 

 تا اخر عمرم هیچی ازت نمیخام

 

پس جوابمو بده

 

دیگه طاقت ندارم

 

تا کی تحمل کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

هر شب به خودم میگم از فردا فراموشش می کنم

 

ولی این فردا اصلا وجود نداره

 

خدایا

 

دلم داره میترکه

 

دارم دیوونه میشم

 

خودت یه کاری بکن

 

اگه تو بخای همه چی درست میشه

 

پس نا امیدم نکن

 

عزیز من چطوری ازت دل بکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

من نمیتونم

 

تو رو خدا بفهم نمیتونم دوریتو تحمل کنم

 

تو رو خدا بفهم بدون تو این زندگیو نمیخام

 

نمیخامممممممممممممم

 

خدایا پس جونمو بگیر و راحتم کن 

 

 کاش  بدوني نديدنت نبودنت هرگز بهانه اي نميشه واسه از ياد بردنت

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در سه شنبه سی ام تیر 1388 ساعت 12:26 موضوع | لینک ثابت